ترکه میفته داخل چاه داد میزنه کمک یه نفر طناب میندازه پایین ترکه رو میکشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش
غضنفر جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب ! واسه اینکه ضایع نشه میگه : هر کی منو در آورد مال خودش
یه یارو میمیره میره اون دنیا ازش میپرسن چی شد که مردی ؟ میگه شیر خوردم میگن شیرش فاسد بود ؟ میگه نه گاوه یهو نشست
ترکه تو خارج میره یه رستوران ایرونی, گارسون میگه چی میل دارین؟ ترکه میگه: ""with carpet rice, with fish what" گارسون میگه بابا اینجا که همه ایرونین فارسی بگو ببینم چی میخوای؟ ترکه میگه: همون باقالی پلو با ماهیچه
به ترکه میگن وبا اومده. میگه : چی چی آورده
ترکه قاضی میشه یکی میره پیشش میگه من از همسایمون شکایات دارم به من گفته گوه زیادی نخور, ترکه میگه غلط کرده برو بخور ! ! !
هویجه با مامانش میره بیرون وسط راه به مامانش میگه مامان آبهویج دارم
هموطن اردبیلی رو برق سه فاز می گیره بیهوش می شه وقتی به هوش میاد بلند می شه ایست میکنه میگه اگه مردین فاز به فاز بیاین
اطلاعيه جديد راهنمايي ورانندگي خطاب به هم وطنان ترک: لطفا کارتهاي سوخت خود را پرس نکنين
از ترکه میپرسن میگن نظرت درباره پیام بازرگانی چیه ؟ میگه خیلی جالبه تازه بینش فیلم هم نشون میدن
به ترکه میگن فعل خوردن رو صرف کن. میگه: میل ندارم، صرف شده، نوش جان، چشم!
ترکه زنگ می زنه رادیو میگه : الان ره میگه خوب پس : اصغر نون نخر ننه ات خریده
ترکه به بچش شک داشته میگه دهنت رو بیار جلو , ها کن ببینم .بچه ها میکنه ترکه میزنه تو سر پسرش میگه پدر سوخته دختر بازی می کنی
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!
به تركه ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد
چوپونه با گوسفنداش قهر مي كنه اونا رو مي بره چمن مصنوعي
ترکه را آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.ترکه چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!
ترکه از جوب مي پره ازش فيلم مي گيرن . دور آهسته ميزارن ميفته تو جوب. دور تند مي زارن مي خوره به ديوار
آبادانيه ميگه : ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد . رفيقش ميگه : پس آبادان با خاك يكي شد ديگه ؟ آبادانيه ميگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن
برچسب:
نویسنده: طیبه خانم