ماه تلخ
-
تاریخ: 1392/1/21 ساعت: 14:22
فقط خدا میدونه چقد دوسست دارم پرتو ، بارها این جمله زیبا رو در نگاهش گفته بودم و یه لبخند زیبا بر آن لبان رویایی برام کافی بود.شبه عروسیم بود. دیگر قادر به تعریف کردن نیستم ولی باید این قصه رو به پایان برسانم، بله پرتو حتی حاضر نبود لبخند کمرنگ بزند نگرانش بودم مدام خودمو کنارش جا میدادم. حرف بزن پر...
از طرف یه دوست
-
تاریخ: 1392/1/21 ساعت: 12:42
17 ساله بودم که به یکی از خواستگارانم که پسر نجیب و خوبی بود جواب مثبت دادم. اسمش رضا بود پسر معدب و متینی بود
بخند خیلی باحاله
-
تاریخ: 1392/1/20 ساعت: 16:56
ادم به 6 دليل شانس اورد چون حوا نمتونست ايناو بهش بگه: 1-من ادمت كردم 2_برو از شوهراي مردم يادبگير 3_ديشب كجا بودي؟ 4_چرا پولاتو ميدي مادرت؟ 5-چرا به اون زنه نگاه كردي؟ 6-مي دوني من چند تا خاستگار داشتم؟ یكبار به يك گربه ميگن مدرك تحصيلي ات چيست ميگه پيش پيش دانشگاهي شب عيد فطر همه اصفهانيا بيرون خو...
اس عاشقانه
-
تاریخ: 1392/1/20 ساعت: 16:48
گه زندگیم در یه کاسه آب خلاصه می شد اونو بدرقه راهت می کردم… :: :: عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود فردا که قیامت آشکارا گردد هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود … :: :: در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس با این همه حال و در چنین تنگدلی جا ...
عشق واقعی شهرام وفاطمه
-
تاریخ: 1392/1/20 ساعت: 14:56
دوتادوست بودند که باهم رابطه داشتن وهنوزم دارن وخیلی هم همدیگرومیخوان یعنی واسه هم میمردن وهمدیگروخیلی دوست دارن به حدی که هیچکی تصورش رونمیکنه وچون موقعیتشون خوب نیست هرماهی یه بارهمدیگرومیبینن ولی پسره بخاطراوضاع مالی نمیتونه بیادخواستگاری دختره ولی هنوزم معلوم نیست شایدخانواده هاشون راضی به این و...
درباره دوست گلتون طیبه
-
تاریخ: 1392/1/20 ساعت: 14:36
سلام دوستای گلم خوب هستین من طیبه جون هستم 17سالمه رشته کامپیوترم امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد راستی نظر هم یادتون نره مرسسسسسسسسسسسسسسسی